فريدون بن احمد سپهسالار

322

زندگينامه مولانا جلال الدين مولوى ( فارسى )

صد نقش سازد بر عدم از چاكر و صاحب علم * در دل خيالات خوشش زيبا و دلخواه آمده تقليدها با آن صمد روزى حقيقت‌ها كند * تا دررسد در زندگى اشكال گمراه آمده از چاه شور اين جهان در دلو ميزان رو برآ * اى يوسف از بهر تو است اين دلو در چاه آمده كى باشد اى گفت زبان من از تو مستغنى شده * با آفتاب معرفت در سايهء شاه آمده از لذت توهاى او وز حسن و از خوهاى او * وز قل تعالوهاى او جانهاى درگاه آمده يا رب مرا پيش از اجل فارغ كن از علم و عمل * خاصه ز علم منطقى در جمله افواه آمده